اینم لینک کانالم

Khaterate_zendegim
خاطرات به روایت تصویر
https://telegram.me/khaterate_zendegim 

بغل

خوشحال میشم سر بزنید

قلب 



تاريخ : یکشنبه ٢٩ اسفند ۱٤٠٠ | ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

وقتی میخای یه فرم پر کنی و معرف میخان که تو رو تایید کنه

وقتی کنکور ثبت نام میکنیو میزنی بدون سهمیه

وقتی میخای بری دانشگاه و کسی از استادها اشنات نیست

وقتی درست تموم شده و با کلی ذوق میری دنبال کار و میبینی چون کسی معرفیت نکرده بهت کار نمیدن

و هزارتااااااا وقتی دیگه

وقتی خانم با سهمیه رتبه دکتراش میشه ۷۰۰

وقتی که خانم تو خونه نشسته از طرف دانشگاه بهش ساعت میدن خانم ناز میکنه و نمیره چرا؟؟؟؟؟؟ چون حق التدریسش کم بوده

وقتی اقا با اشنا بازی استخدام رسمی میشه بدون یک ازمونی

وقتی یه ازمون نبوده که شرکت کنم و حداقل دلم خوش باشه که ازمون بوده و من قبول نشدم

وقتی همه ی اینا رو میبینم و میشنوم اونوقت مقایسه میکنم با کار و شرایط خودم افسوس میخورم از اینکه کاش روزی بشه که هرکس بر اساس لیاقتش بره سرکار نه پارتی و اشنابازی

منم دارم کسایی که اگه بخان پارتیم بشن بهترین شغلو میتونم داشته باشم ولی حتی یکککککک کلمه هم چیزی بهشون نگفتم. 



تاريخ : یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٦ | ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

با کلی ذوق و شوق داشت از ستاد تعریف میکرد که چقد شلوغ بوده و توی این حول و حوش هم گوشیش یه طرفه میشه و روز جمعه زنگ میزنه گوشیش رو وصل میکنن.

من : به کی زنگ زدی؟؟

اون: دیگه دیگه

من: اها یادم اومد یه دوست داشتی توی مخابرات. اون برات درست کرد

اون : نهههه نهههه

من:  پس چی

اون: صبر کن عکسشو واست بفرستم

عکس اس ام اسی که اخطار قطع رو داده بودن رو فرستاد مبلغ ۱۳۷۴۰۰۰ ریال

من:

با کیییییییییییی حرف زدی که یک ماهه اومده ۱۳۷۴۰۰ تومن. هان؟؟؟؟

زود میری پرینت میگیری

پرینت نمیدن تا قبضو پرداخت نکنی

مگه میشه. مدرسه رو به رو مخابراته فردا میرم بپرسم ببینم میشه پرینت گرفت یا نه

برو بپرس. اصلا من پرینت نمیگیرم

پرینت نمیگیری؟؟؟؟

نه. نمیگیرم. چون دو روز باید بشینم توضیح بدم این کیه اون کیه

اوکی . شبتون خوش بای

یعنی چی؟؟؟؟؟

یعنی احتیاج نیس دو روز بشینی توضیح بدی این کیه اون کیه

بصبر تا ریزمکالماتو بهت بدم. فقط اگه گیردادنت الکی بود خودت میدونیقهر

اقای مهندس ۱۳۷ تومن قبض یک ماهه یه جای کار میلنگه. فهمیدیمتفکر

قبضو فرستاد و ریزمکالماتشو با کد پستیشون که یه وقت نگم دروغه.

۶۸ تومنش پول اینترنت

۵ تومن پول مکالمه

۳ تومن پول اس ام اس

۴۳ تومن هم بدهی از قبل

بقیه هم هزینه جابجایی و سایر هزینه هاش

خوب نظرت؟؟؟

تو ۶۸ تومن پول نت دادی؟؟؟؟؟

بله.

خیلییییییی پولت مفته

اون:قهر

اخه کی ۶۸ تومن یک ماهه پول نت میده.خوب چرا ای دی اس ال نمیخری ؟؟؟؟ میدونی چقددددددددد به نفعته

اون: دعا کن ...... رای بیاره. لوفن

من:کلافه

چرا بحثو عوض میکنی؟؟؟

ای کیو دارم مثلا به جای تو عذرخواهی میکنم.

من: کوفتههههقهر

من تا حالا بهت دروغ گفتم؟؟؟؟؟

من دوستت دارم عاشقتم به هرکی دروغ بگم به تو جراتشو ندارمخنده

اینقد منو حرصصصصصص نده کلافه

خیالم راحت شد و با خبر و تعطیل بودن مدرسه راحتتتت خوابیدم.

خداکنه همیشه انتخابات باشه



تاريخ : شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٦ | ٥:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

یه کارگاهی توی دانشگاهمون برگزار میشد که دبیر اجراییش استادم بود و اکثر دانشجوهاش شرکت داشتن و دوتا از اساتید مطرح که کارشون در رابطه با گرایش ما بود اورده بودن و به صورت کاملا فشرده این کارگاه رو گذاشته بودن و اخرش هم امتحان داشت و گواهی نامه معتبر از اون سازمان بهمون میدادن. خلاصه منم شرکت کردم دیروز و امروز کلا توی این کارگاه بودم و انصافا خیلی خوب بود دوره پیشرفته اش هم قراره تیرماه برگزار بشه. 

اقای اوشونم که درگیر انتخاباته و باید سر صندوق ها حضور داشته باشه بخاطر انتخابات هم امروز که تعطیل بود ولی هم صبح هم عصر سرکار رفته و فردا هم که کلا نیست.

منو اون توی انتخابات دوتا نظر متفاوت داریم هرچی هم سعی کرد منو قانع کنه من قبول نکردم و نتیجه گرفتیم بحث سیاسی نکنیم. من عمرا نظرم عوض شه هرچی هم جک درباره کاندید مورد علاقه اون ساختن همش براش میفرستم تا بلکی نظرشو عوض کنم. 



تاريخ : پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٦ | ٧:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

حس خوبیه وقتی بدونی واسه یکی عزیزی

حس خوبیه بدونی وجودت برای یکی مهمه

حس خوبیه بدونی یکی هست که همیشههههههه نگرانت باشه و حتی بیشتر از خودت دوستت داشته باشه

حس خوبیه بدونی وجودت باعث ارامششه

حس خوبیه بدونی بخاطرت حاضره با همه بجنگه حتی خانوادش

من این حس خوبو تجربه کردم همین الان



تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٦ | ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

امشب اولین شبیه که توی خونه جدید میخابیم. یه حسی دارم هم خوشحالم هم ناراحت. خوشحالم از اینکه یه تنوع شده ناراحتم چون نگرانم بابا توی این مدت خیلی اذیت میشه.

از چهارشنبه ظهر که شروع کردیم تا الان که نیمه شب شنبه ست اکثر وسیله های هال و اشپزخونه و اتاقامونو اوردیم به جز اتاق مامان اینا. ولی همچنان در رفت و امد هستیم.

کل اثاث کشیو ما بچه ها با دوتا از دوستای داداشم انجام دادیم. بابا که درگیر کار بود مامانم وسایل جمع میکرد و ما بار میزدیم و می اوردیم میچیدیم‌. مبلامون واسه این هال کوچیکه و چندتاییشو باید ببریم سوییت پایین.( خونه یه حیاط ویلایی با دو اتاق خواب یه اشپزخونه بزرگ اما کابینت کم و یه هال که دوتا فرش میخوره و یه حیاط بزرگ و دل باز . پارکینگ خونه هم مسکونیه و خالی کمی از وسایل اضافه رو اونجا گذاشتیم)

فردا عکساشو میزارم تلگرام.

پ.ن:

با اقای اوشون دعوا کردیم سر اینکه بهم دروغ گفته بود. 

ماجرا از این قرار بود که چهارشنبه اقا تشریف بردن جلسه انتخاباتی البته خودم اجازه دادم تا ۱۲ هم نیومد. صب پنج شنبه هم ازشون خبری نشد منم کلاس خصوصی داشتم دوبارم زنگ زدم اقا جواب نداد. تا اینکه اومدم خونه توی تلگرام پیام داد و گفت که شب بازم جلست معلوم نیس برم. بعدش که حرفامون تموم شد ما اثاث کشی رو شروع کردیم تا ساعت ۸ الی ۹ بود اس دادم نباید خبرمو بگیری. در ضمن بگم حالمم خوب نبود اوشون هم در جریان بود. اس داد خواب بودم

منو میگی شاح در اوردم بهش گفتم اوکی خوش بگذره. میدونستم جاییه که سرش بنده. جواب نداد تا ساعت ۱۲ که پیام داد من اومدم. جوابشو ندادم دوباره اس داد بیا‌تلگرام کارت دارم .اونجا شروع کرد به حرف زدن و اینکه جلسه بوده و قبلشم رفته بوده استادیوم فوتبال ببینه. که مچشو گرفتم گفتم تو که اس دادی خوابم. گفت میترسیدم  دعوام کنی.

گفتم حالا که بدتر کردی و این شروع یه دعوای مفصلللللللل بود .

فعلا که قهریم این بیشتر ناراحتم میکنه میدونه اثاث کشی داریم میدونه مریضم حتی یه اس نداد بگه زنده ایی



تاريخ : شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٦ | ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

خشت اول چون نهاد معمار کجججججججججححج

تا ثریا میرود دیوار کجججججججججججججججج

 

پ . ن:

اثاث کشی همچنان ادامه دارد و دارم له میشم از خستگی

پ . ن :

خیلی رفتارا باعث شد من دیگه اون ادم سابق و قبلی نباشم. تو منو تغییر دادی



تاريخ : جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٦ | ۱:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

داریم میریم

حکم تخریبو گرفتن و باید همین روزا بریم‌

قبلا خیلی دوست داشتمو خوشحال بودم ولی الان نه. بیشتر بخاطر اینکه نگران بابام. میترسم اذیت بشه موقع ساخت. حس اثاث کشی و جابجا شدن ندارم. تغییر مکان برام سخته. 

به هرحال بابا تصمیم گرفته خونه رو بسازه از نو. تمام کاراشو هم کرده حکم تخریب هم دادن فقط مونده وسایلو جمع کنیم و احتمالا اخر هفته وسایل ضروری رو ببریم تا بخاییم کامل بریم حدودا یه هفته ای طول میکشه. 





تاريخ : دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٦ | ٢:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

پنج شنبه صب ساعت ۶ حرکت کردیمو ساعت ۱۲ بود رسیدیم خزرشهر. رفتیم ویلایی که رزرو کرده بودیم . وارد شهرک خزرشهر که شدیم ماشینایی دیدیم که در حد المپیک گرون بود ارزونتریناش سانتافه بود. ویلاهایی که دهنت باز میموند کمترینش ویلای ما بود که ۴۰۰ متر بود.

بعدازظهر رفتیم لب ساحل خیلی خوب بود برگشتن کلی بارون اومد و زیربارون خیسسسسس شدیم و از نارنجای روی درخت نارنج خوردیم بوی بهارنارنج هم از همه طرف میومد و هوا رو خوشبو کرده بود.

یکمم بهار جمع کردیم واسه ریختن توی چای

شب هم بعدازشام روی حیاط نشستیم و کلی گفتیمو خندیدیم.

صب جمعه رفتیم باغ پرندگان خیلی جالب بود و قشنگ بعدشم رفتیم مغازه های مارک که آف زده بودن ۵۰ درصد. یه پالتو و یه مانتو خریدم. بقیه هم خرید کردن. چون دیروزش زیر بارون بودیم سرماخورده بودم بدنم درد میکرد واسه همین حس خرید نداشتم همیناروهم به زور خریدم. حدودا ۵ ساعت توی مغازه ها دور میزدیم. 

برگشتن هم اول جاده رو مه شدید گرفت بعد بارون شدید جوری که برف پاکنا هنگ کردن بعدشم جاده رو سیل برد وراه ۳ ساعته رو ما ۶ ساعت طول کشید تا رسیدیم خونه. حدودا ۹ شب رسیدیم از شدت بارونی که میومد وسایل توی ماشین گذاشتیم و اومدیم داخل. 

یه قرص اموکسی کلاو خوردمو خوابیدم

در کل خیلییییی خوش گذشت 

نکته نوشت:

کلی عکس دارم که بزارم کانال و اینستام  ولی چون به اقای اوشون نگفتم فعلا نمیتونم بزارم. 



تاريخ : یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٦ | ٩:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

اومددیم شمال به اقای اوشون نگفتم. داره حرص میخوره.

خدایا عاقبتمو خیر کن



تاريخ : پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٦ | ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()
مطالب قدیمی تر
  • قیمت ارز بازار آزاد | خشم