حالم خیلیییییی بده . هم روحی هم جسمیگریه



تاريخ : شنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٥ | ٥:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

چهارشنبه که کلا درگیر نوشتن مقاله شدم.

پنجشنبه صب کارای مدرسه رو کردم

عصرشم از چندین هفته قبل برنامه ریختن یه فیلم ترسناکو با برو بچه های فامیل ریخته بودیم. 

ساعت 9 رفتیم خونه عمم و بساط رو ردیف کردیم. برقا رو هم خاموش کرده بودیم اینقدددد ترسناک بود هنوز یاد صحنه هاش می افتم موهای تنم بلند میشه.

تا 12 اونجا بودیم وقتی اومدیم خونه مگه خوابم میبرد تا صب بیدار بودم.

جمعه هم رفتیم جنگل اینقدددد سرد بود فک کنم سرماخوردم. الان بدنم و گلوم به شدت درد میکنه ساعت 7 هم توی خونمون خاموشی زدن الان همه خوابن فقط من بیدارم چون منتظر اقای اوشونم تا از شام خوردن برگرده و حرف بزنیم.

بماند که کلیییی بحث کردیم ولی اوضاع افتابیه.

بهش نگفتم که دیشب کجا بودمو انروز کجا رفتم فک کنم اینجوری بهتره

چون باز شروع میکنه به گیر دادن.

اومد من برم

 فعلا



تاريخ : جمعه ۱٢ آذر ۱۳٩٥ | ۸:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

مقاله مورد نظر ارسال شد امید است که با همت و پشتکار فردا یکی دیگه بفرستم.

تنبلی مانع شد ویرایش کنم



تاريخ : چهارشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٥ | ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

دیشب یه کار مفید کردم کل بعد از ظهر رو نشستم و یه مقاله واسه کنفرانس بهمن اماده کردم.

احتمالا دوتا بفرستم. میخام حسابییییی مقاله داخلی داشته باشمنیشخند

+ امروز روز نظافته اتاقمه 

+ از اقای اوشون خبر خاصی ندارم اس ام اس داده و خواسته بود که حرف بزنیم من قبول نکردم گفتم وقتی برگشتی میحرفیم.

+اها دیروز از 15 نفر کلاسم 6 نفر اومده بودن نیشخند

من برم کوزت شم فعلا



تاريخ : چهارشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٥ | ۸:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

از رنگی رنگی کلیییی خرید کردم با اینکه چیزایی که خریدم خیلییییی دوست دارم ولی از بس که اعصابم خورده اصلااااا خوشحالم نکرد.

بلاکش کردم تا از سفرش برگرده. حوصلشو اصلااااا ندارم. هرچی کمتر باهم در ارتباط باشیم بهتره

اضافه شد:

کلی برگه واسه تصحیح دارم حسش نیست.

کلی کار دارم واسه انجام حسش نیست. دفتر کلاسیمم کامل نکردم



تاريخ : دوشنبه ۸ آذر ۱۳٩٥ | ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

حالا همین امروز که من عصبانی ام. اعصاب ندارم اوشون هم داره میره خونشونقهر

یعنی دلم میخاستتتتتت خفش کنمکلافه   گفتم برو بسلامت خوش بگذرهمنتظر

میگه میدونم حرصت گرفته که دارم میرم

یعنی اینو که گفت دیگه قیافه من دیدنی شده بودقهر

بزار برگرده دارم براشمنتظر



تاريخ : یکشنبه ٧ آذر ۱۳٩٥ | ٤:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

عصبانی ام این خنگولا امتحان ریاضی دادن افتضاااااااح یعنی یه جوابایی دادن ادم به وجود عقل توی کله شون شک میکنه بخدا.

خوبه این همه کار کردیم.



تاريخ : یکشنبه ٧ آذر ۱۳٩٥ | ۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

ما شدیم مثل پتو مت. اونا یه چیزی درست میکنن بعد خراب

ما دعوا میکنیم بعد اشتی. کار هر روزمون شده

البته من همچنان روی حرفایی که دیشب بهش زدم مصرانه هستم. دیشب 4.30 اس داد حالم بده من بیدار بودم بهش اس دادم ولی بهش نرسید. احتمالا خواست خدا بود.

باز صبحش 2تا اس داد جواب دادم اما همچنان بهش نرسید

عصر اس داد خواهش میکنم جواب بده

گفتم کاری داری بگو

گفت مرگ من جواب بده

مجبور شدم جواب بدم و از بلاکی درش بیارم. 

حالش بد بود سرماخورده اساسیییی هم خودش هم سحر رفتن دکتر. تبو لرز دارن اساسی. دلم نیومد اذیتش کنم فعلا یه پرانتز باز کردم تا خوب بشه بعد ادامه دعوامون.

میدونم دارم بهش زیادی فشار میارم ولی منم تحملم تموم شده بهش حق انتخاب دادم . گفتم یا من یا خانوادت.

میگه حاضرم قیدشونو بزنم ولی خانوادت منو تنها قبول دارن.

میگم نه. باید اونا رو هم راضی کنی.

 

جالب نوشت:

تاریخ امروز خیلی قشنگ بود 95 95

95/9/5



تاريخ : جمعه ٥ آذر ۱۳٩٥ | ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

این دندون خرابه چرا همش تلاش میکنم درستش کنم وقتی درست نمیشه . چرا اصرار دارم مثل دندونای سالم باشه در حالی که ریشش پوسیده.

بابا بکن بندازش دورررررررر شاید یک هفته . یک ماه. یک سال جای خالیش احساس بشه ولییییی بعدش عادی میشه جوری که انگار دندونی نبودهگریه



تاريخ : پنجشنبه ٤ آذر ۱۳٩٥ | ٩:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()

مذاکرات ما.....



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٤ آذر ۱۳٩٥ | ٤:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : me&me | نظرات ()
مطالب قدیمی تر
  • قیمت ارز بازار آزاد | خشم